خبر انتشار دو مجله توقیف با نام های «ایران فردا» و «زنان امروز» و دریافت مجوز آنها از سوی وزارت ارشاد مدتی است که به نقل محافل فرهنگی تبدیل شده است. شاید مرور سوابق انتشار این دو مجله که به دلایل تخلفات عدیده در سال های گذشته توقیف شده بودند پرده از واقعیات جاری در وزارت ارشاد و در امر ارائه مجوز انتشار نشریات بردارد.
«ماهنامه ایران فردا»
به گزارش گروه فرهنگی سراج24، ماهنامه ایران فردا وابسته به گروهکهای نهضت آزادی و ملی - مذهبی که ۱۴ سال پیش به خاطر تخلفات عدیده و تحرکات ساختارشکنانه توقیف شد، پنجشنبه گذشته شماره جدید خود را منتشر کرد و این در حالی است که رضا علیجانی و تقی رحمانی از گردانندگان اصلی نشریه پس از نقشآفرینی در فتنه و آشوب سال ۸۸ از کشور گریختند و در فرانسه پناهندگی گرفتند. عزتا... سحابی مدیر مسئول ایران فردا ۳ سال پیش درگذشت. ایران فردا یکی از تغذیهکنندگان روزنامههای زنجیرهای در دوره اصلاحات نیز بود.
این نشریه که ازلحاظ فکری و محتوایی به جریان ملی مذهبی و روشنفکری دینی نزدیک بود از خرداد ۱۳۷۱ به مدیرمسئولی مهندس عزتالله سحابی و سردبیری رضا علیجانی منتشر میشد.

سایت ویکی پدیا در توضیح سوابق این نشریه می نویسد: « "ایران فردا" ابتدا بصورت دوماهنامه، سپس ماهنامه و آنگاه هفتهنامه منتشر میشد، از مهمترین نشریات جریان روشنفکری دینی و البته منتقد حکومت در دوران پیش از دوم خرداد بود و در جریان توقیف غیر قانونی و فلّه ای مطبوعات در اردیبهشت ۱۳۷۹ تعطیل شد. برخی از نویسندگان این نشریه طی ۱۴ سالی که این مجله توقیف بود و منتشر نمی شد، درگذشته اند و برخی از ایران مهاجرت کرده اند. برخی هم همچون سعید مدنی، علیرضا رجایی و احمد زیدآبادی در زندان اند. »
سایت ملی-مذهبی در تمجید عزت الله سحابی می نویسد: «وی در سرمقالههای ایران فردا کولهباری از تجربه سیاسی و مبارزاتی را با دید تشکیلاتی پیوند داد و دیگران را نیز در این راستا به همکاری طلبید.»
حسن یوسفی اشکوری، تقی رحمانی، محمد ملکی، هدی صابر و مجید شریف از شناختهشدهترین نویسندگان مجله ایران فردا بودند.
برای شناخت بهتر تفکر جاری در تحریریه «ایران فردا» سوابق سیاسی سه تن از چهره های تاثیرگذار این مجله را مورد بررسی قرار می دهیم:
حسن یوسفی اشکوری:
حسن یوسفی اشکوری در سال 1328 در اشکور، از توابع شهرستان رودسر در استان گیلان متولد شد. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به حوزه علمیه رودسر وارد شد و سپس در سال 1344 جهت ادامه تحصیل به قم رفت. اشکوری همانند افرادی مانند محسن مخملباف، از جمله افراطیون اوایل انقلاب بود که به دلیل ناپایداری در اصول خود، پس از چند سال به اعتقادات خود پشت پا زد به گونهای که بعدها در سخنرانیهایش به مقدسات اسلامی توهین میکرد و در دهه هفتاد محکوم به ارتداد شد. او در سالهای بعد، به دلیل سخنرانی علیه نظام اسلامی و مبانی دین مبین اسلام در کنفرانس برلین خلع لباس شده، از کشور گریخت و به فعالان اپوزیسیون لندن نشین پیوست.
در فاصله سالهای 1370 تا 1376 جریانی در کشور شکل گرفت که بروز اجتماعی و سیاسی خود را به پس از سالهای 1376 موکول کرد. این جماعت که بعدها به عنوان «اصلاح طلبان» شناخته شدند، در دوران بروز حاکمیت سیاسی شان بر شئون مختلف اجرایی کشور، از طریق کودتای خزنده مطبوعاتی و رسانهای تلاش کردند تا پایههای عقیدتی و فکری و فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی بلکه از آن فراتر، پایههای دینی اجتماعی را سست نمایند. اساس کار این عده ساخت و ترویج شبهات مختلف و منتشر ساختن آن در ابعاد وسیع در رسانهها بود تا بدین ترتیب به زعم خود، نبض سیاسی و فکری جامعه را کنترل نموده و پایههای حاکمیت خود را محکم کرده و البته نظام اسلامی را دچار افول نمایند.
یوسفی اشکوری یکی از همان اصلاح طلبانی بود که در اردیبهشتماه 1378 در روزنامه نشاط، اینگونه بیان کرد: «انقلاب اسلامی، خلاف وعدهها و اهداف خود عمل کرده است؛ نقش نظارتی روحانیان به دخالت انحصاری آنان انجامیده است؛ حکومت اسلامی به حکومت فقهی تبدیل شده است، درحالیکه قرار نبود ما فقه را در هر سه قوه پیاده کنیم، قرار بود چارچوب اسلامی باشد.» او پیش از آن نیز در مردادماه سال 1377 در هفته نامه مبین شیخ فضل الله نوری را فردی استبداد خواه معرفی کرده بود.
یوسفی اشکوری در 15 فروردینماه 1379 در روزنامه عصر آزادگان شبهه دیگری را مطرح کرد و گفت: «نسبت به اصل قانون اساسی، گروههای زیادی به ویژه اهل سنت و کردها، انتقاد داشتند؛ زیرا مذهب رسمی را شیعه، رهبر و رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه را شیعی مذهب مقرر کرده بود، امام قول اصلاح دادند ولی در بازنگری نه تنها به آن قول عمل نشد، بلکه خیلی چیزها وارونه شد... بازنگری قانون اساسی، یک امری بود که از قبل نتیجهاش مشخص بود و یک مجلس فرمایشی این کار را کرد، رهبر همه چیز را معلوم کرده...»
حسن یوسفی اشکوری از میهمانان ایرانی کنفرانس برلین، پس از ورود به سالن به خاطر بر تن داشتن لباس مشکی ـ که نشانه عزاداری در ماه محرم بودـ مورد تمسخر حاضران قرار گرفت. اما سخنگوی بنیاد هانریش بل در پی اعتراض عناصر ضد انقلاب با حالتی عصبی به حاضران گفت: «شما مانع از سخنان کسی میشوید که به رغم روحانی بودن، شب گذشته به من گفت که قاطعانه به دنبال جدایی دین از سیاست است.»
بر اساس آنچه در جزوه ای به نام جزوه راهنمای کنفرانس منتشر شد، مباحث مورد نظر کنفرانس برلین نیز عبارت بودند از: اصلاح فهم از اسلام، هم خوان و هم ساز کردن اصول اسلامی با موازین یک جامعه بیدار و آزاد و جدایی دین از حکومت.
حسن یوسفی اشکوری در کنفرانس ضدایرانی و اسلامی برلین، با موضوع «تغییرپذیری حکم شرعی حجاب» و «آزادی اختیار و پوشش» سخنرانی کرد.
او که پس از این کنفرانس با حکم دادگاه ویژه روحانیت خلع لباس شده بود، بعدها مدعی شد به راه سابقش ادامه میدهد و اگر از او بخواهند لباس روحانیت به تن کند، دیگر چنین نخواهد کرد.
بهمن ماه سال 1384 بود که برخی از سایتهای خبری معاند نظام نظیر "کلمه"، "BBC فارسی" و "گویا" در گزارشهای خود مدعی شدند: «اشکوری که در دادگاه تجدید نظر به 7 سال زندان محکوم شده و 4 سال و نیم آنرا سپری کرده بود، اکنون به شکل مشروط (به مدت2 سال) آزاد شده است.»
البته اشکوری را می توان یکی از اصلی ترین حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در جریان اتفاقات سال 88 نیز نامید. در بهمن ماه 1390، 12 گروه فعال سبز با انتشار بیانیه ای در سایت جرس اعلام کردند در فراخوان پیاده روی در سکوت شرکت میکنند. جرس با انتشار این بیانیه خواستار شکستن حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی شد؛ اما نکته جالب اینجا بود که تمام این گروهها در آمریکا و اروپا حضور داشتند.
در همین حال برخی از عناصر فراری نظیر رجب مزروعی، فاطمه حقیقت جو، یوسفی اشکوری، گرامی مقدم و احمد سلامتیان که خود را جمعی از نمایندگان ادوار مجلس خواندند، به شیوه بقیه از اپوزیسیون خواستند که به خیابان بیایند.
تقی رحمانی:
وی از همکاران نشریات روشنفکری از جمله «ایران فردا» بود و جزوات بسیاری در زمینههای متنوع فکری، اعتقادی و سیاسی منتشر می ساخت. همکاری او با نشریات، روزنامهها و نیز «دفتر پژوهشهای فرهنگی دکتر علی شریعتی» پس از دوم خرداد 76 بُعد تازهای مییابد و علاوه بر دهها مقاله و مصاحبه، سخنرانیهای بسیاری در زمینههای سیاسی و اعتقادی در کارنامة فعالیتهای او قرار میگیرند.
پس از خرداد 1376 و با اوجگیری حرکتهای اصلاحطلبانه و گشایش فضای سیاسی، فعالیتهای او وارد عرصة مطبوعات نیز میگردد. همین روند کار سیاسی و روشنفکرانه وی بو که نام وی را در لیست قتلهای زنجیرهای قرار داده بود. با تشکیل ائتلاف نیروهای ملی/مذهبی، وی با فعالیت مستمر، ائتلاف مذکور را یاری نمود. در انتخابات مجلس ششم در بهمن 1378 با حضور در ستاد نیروهای ملی/مذهبی و با حمایت از کاندیداهای ملی/مذهبی در فضای انتخاباتی، سعی و تلاش جدی نمود.
در سال 79، پس از یکی از همین سخنرانیها برای دانشجویان شهرکرد بنا به شکایت مدعیالعموم به دادگاه فراخوانده میشود و سرانجام قبل از دریافت حکم نهایی دادگاه شهرکرد، در نشست فعالین ملی/مذهبی در منزل آقای بستهنگار به همراه برخی از شخصیتهای ملی/مذهبی در 21 اسفند 80 دستگیر میشود. افکار تقی رحمانی را میتوان در جایگاه نحلة نواندیشی دینی قرار داد.
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی است. محمدی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در ارتباط مستقیم با شیرین عبادی که متواری و در انگلستان سکونت دارد بود و دستورات وی در راستای جنگ نرم و عملیات روانی علیه نظام عملیاتی میکرد. انتشار بیانیه و اطلاعیه به مناسبتهای مختلف علیه ارکان مختلف نظام، تنظیم گزارشات فصلی به اصطلاح موارد نقض حقوق بشر در ایران، ملاقات با زندانیان سیاسی و سپردن پرونده وکالت آنان به وکلای کانون مدافعان، ملاقات آشکار و پنهان با سران جریان فتنه با هدف حمایت از آنان و القای وجود بحران در کشور و مطرح نمودن کانون مدافعان و شورای ملی صلح به عنوان جریانات مطرح در عرصه سیاسی کشور، اهدای جایزه باصطلاح حقوق بشر به منتظری یک هفته پیش از مرگش، همگی از اقدامات وی در مقطع پس از انتخابات سال 88 بوده است.
محمد ملکی:
محمد ملکی فرزند حسین در بیستم تیرماه ۱۳۱۲ در تجریش شمیران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تجریش و دارلفنون گذراند و سپس در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و در سال ۱۳۴۰ در رشته بهداشت و صنایع غذایی فارغ التحصیل شده و بلافاصله به تدریس در دانشگاه تهران مشغول گردید و دورههای تخصصی این رشته را در اتریش و انگلستان گذراند. از سال ۱۳۳۰ فعالیتهای سیاسی را در سالهای آخر دبیرستان آغاز کرد و در جنبشهای دانشجویی و نهضت مقاومت ملی و جبهه ملیِ اولِ ایران ادامه داد و از فعالین مبارزه بود.
بعد از پیروزی انقلاب، رئیس دانشگاه تهران شد. در همان ایام در دانشکده فنی دانشگاه تهران ۸ تانک چیفتن مستقر بوده و مسجد دانشگاه مملو از اسلحه بود. در حالی که ادعا میشود در دوره مدیریت وی بر دانشگاه تهران توانست دانشگاه را از حضور گروهکهای اسلحه بهدست و تروریست خالی کند اما نهتنها عملکرد مناسبی در بیرون کردن جیرهخواران استکبار از صحن دانشگاه نداشت بلکه آنها را تقویت میکرد.
وی در 12 تیرماه 1360 به جرم همکاری با گروهک تروریستی فرقان (گروهکی که دستش تا مرفق به خون استاد متفکر شهید مطهری و شهید مفتح از تئوریسینهای وحدت حوزه و دانشگاه و همچنین شهید قرنی آلوده است) و منافقین دستگیر میشود.
ملکی بار دیگر در 21 اسفند 1379 در منزل "محمد بستهنگار" داماد "سید محمود طالقانی" توسط دادگاه انقلاب به جرم هدایت اغتشاشات 18 تیر 1378 به همراه جمعی دیگر از گروهک ملی مذهبی دستگیر شد. علیرغم اعلام این مطلب توسط وی در رسانهها مبنی بر ممنوعالخروج بودنش از سال 65 تا به حال، وی پس از آزادی از زندان به یکی از کشورهای اروپایی سفر کرده و با خطی که از گروهک تروریستی منافقین میگیرد جلسات و اردوهای آموزشی را برای دانشجویان با همکاری هدیصابر برگزار میکند. نتیجه این سلسله جلسات که تفکرات التقاطی و لیبرال را به خورد جوانان میدادند در فتنه 88 بروز و ظهور آشکاری یافت.
ملکی سپس در 31 مرداد 1388 به جرم همکاری با گروهک تروریستی منافقین توسط نهادهای امنیتی دستگیر میشود. وی در حال حاضر نیز پای ثابت تجمعات محدود دانشجویان فتنهگر میباشد. پسر وی عمار ملکی نیز که در حال حاضر در هلند ساکن میباشد رابط پدر با این گروهک تروریستی میباشد.
گروه فرهنگی «سراج24» در گزارش بعدی سابقه فعالیت شهلا شرکت که در حال حاضر مجوز انتشار ماهنامه «زنان امروز» را دریافت کرده است، مورد بررسی قرار خواهد داد.



